قهرمان ميرزا عين السلطنه

6985

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

چون منم همشهرى ميرزا رضا * بهر آزادى كنم خود را فدا بر من آقاى مدرس داده پند * هيچ لب از حرف حق گفتن مبند . . . * . . . اى برادر هركجا بلوا بود * دان كه بلوا در پى حلوا بود آن كريم رشتى مهتر نسيم * هرچه مىگويد بود از بهر سيم مقصدش نى خرقه و نى منتشا است * مقصد او خوردن « لشت نشا » ست رهنما هم هرچه گويد بىاساس * جملگى باشد براى اسكناس اين‌كه بُد دارائيش يك شب‌كلاه * با عباى كهنه و چرك و سياه ( مثل خودش كه من ديدم ) از كجا آورده او حالا هوتُل * كه سوارش گشته با ساز و دُهُل ( هوتل عوام اتومبيل را مىگويند بعضى فصحا « هوتل موبين » مىگويند ) آن تدين آن‌كه بود اول گدا * تازه قصرى كرده در شمران بنا اين‌همه پول از كجا آورده است * در چه بازارى تجارت كرده است سركچل‌زاده كه عثمانى بود * با چه حق مبعوث ايرانى بود « 1 » او ز سربازى ز ملك ترك جَست * با چه حق در مجلس ايران نشست ملت ايران چرا بىقيم است * كه وكيل مجلس او حيّم است « 2 » ناصر سيفى كه بود آوازه‌خوان * دائره زنگى به كف دمبك‌زنان هرشبى يك جاى مهمان مىشدى * صبح داراى سه تومان مىشدى ( ناصر آوازه‌خوان وكيل شده ) با چه استحقاق رفته پارلمان * يك دهن آواز پس آنجا بخوان اين جماعت از چه جمهورى شدند * با عمامه خاله چاقچورى شدند اين جماعت را همه مسلك زر است * صحبت جمهورى حرف ديگر است زانكه جمهورى كه نيكو مسلكى است * زين هياهو قصدشان اين نغمه نيست

--> ( 1 ) - بهترين اسمها براى سركشيك‌زاده اين است كه گذشته‌اند اتفاقا كچل مفصلى هم هست . ( يادداشت نويسندهء خاطرات ) ( 2 ) - هايم جاسوس انگليسها در قزوين بود . من او را مىشناسم . به‌زور آنها وكيل يهود شده است . با سر كچل‌زاده هم خيلى دوست است . مغازه‌اى هم به اسم اتحاد كه اسم جريده سركچل‌زاده بود در لاله‌زار دارند كه ناهيد متصل اعلان حراج و ورشكستى دروغ براى آنها مىداد . ( يادداشت از نويسندهء خاطرات ) هايم يا حيئم وكيل يهوديها در دورهء پنجم تقنينيه در توطئهء سرهنگ پولادين و به اتهام شركت در سوءقصد به رضا شاه دستگير و پس از مدتى زندانى شدن در 1310 اعدام شد . ( مسعود سالور )